اجایل هرگز قرار نبود یک مد مدیریتی باشد.
قرار بود یک مزیت رقابتی واقعی ایجاد کند.
امروز اما بسیاری از سازمانها ادعا میکنند «اجایل شدهاند»، در حالی که همچنان با تصمیمگیریهای کند، تیمهای ناهماهنگ، مشتریان ناراضی و نتایج ضعیف کسبوکاری مواجهاند.
مراسم اسکرام برگزار میشود.
ابزارها راهاندازی شدهاند.
نمودارهای سرعت امیدوارکنندهاند.
پس چرا هنوز حس میکنیم چیز مهمی واقعاً تغییر نکرده است؟
بیشتر تحولات اجایل نه به این دلیل شکست میخورند که اجایل کار نمیکند، بلکه چون سازمانها درک درستی از چیزی که اجایل قرار است تغییر دهد ندارند.
۱. اجایل بهعنوان اجرای چارچوب
- پیادهسازی اسکرام یا SAFe
- آموزش تیمها
- استخدام کوچ اجایل
- راهاندازی Jira
- اعلام موفقیت
اجایل بهبود فرایند نیست؛ بازطراحی سیستم است.
سازمانهای با عملکرد بالا چه کار متفاوتی میکنند؟
سیستم ما چه رفتارهایی را پاداش میدهد و چه رفتارهایی را تنبیه میکند؟
۲. تمرکز بر خروجی بهجای نتیجه
تحویل فیچر موفقیت نیست؛ اثر آن بر مشتری و کسبوکار اهمیت دارد.
- نتایج شفاف کسبوکاری
- OKRهای معنادار
- اکتشاف واقعی محصول
- دسترسی تیمها به دادههای مشتری
یادگیری باید سریعتر از تحویل اتفاق بیفتد.
۳. اجایل بدون تحول رهبری
بدون تغییر مدل رهبری، تحول اجایل فقط ظاهری است.
- از کنترل → به توانمندسازی
- از قطعیت → به یادگیری
- از پاسخ → به پرسش بهتر
اجایل یعنی تغییر نحوه تصمیمگیری رهبران.
۴. اجایل بدون استراتژی
سرعت بدون جهت، فقط سردرگمی پرهزینه ایجاد میکند.
- شاخص ستاره شمالی
- انتخابهای استراتژیک شفاف
- همراستایی کسبوکار، محصول و فناوری
۵. تحول اجایل یک پروژه نیست
«تحول اجایل ما شش ماه دیگر تمام میشود.»
اجایل یک مسیر یادگیری مداوم است؛ تمام نمیشود، بالغتر میشود.
- فرضیه بهجای پیشفرض
- آزمایش بهجای دستور
- شواهد بهجای نظر
جمعبندی
وقتی اجایل نتیجهمحور، آگاه به سیستم و رهبریشده باشد، دیگر یک متدولوژی نیست؛ بلکه به مزیت واقعی کسبوکار تبدیل میشود.