کوچینگ رهبران محصول در بلاتکلیفی

بلاتکلیفی دیگر یک استثنا برای رهبران محصول نیست.

بازارهای ناپایدار.
داده‌های ناقص.
انتظارات متضاد ذی‌نفعان.
فشار دائمی برای تصمیم‌گیری — آن هم سریع.

در چنین فضایی، رهبری محصول کمتر به «داشتن پاسخ درست» و بیشتر به «حرکت در ابهام بدون از دست دادن جهت» مربوط می‌شود.

چالش اصلی، خودِ بلاتکلیفی نیست — بلکه نحوه واکنش رهبران به آن است.

چرا بلاتکلیفی رهبری محصول را فرسوده می‌کند

این رفتارها نشانه ضعف نیستند؛ بلکه واکنش طبیعی به رهبری در شرایط مبهم‌اند.


گذار از متخصص به معناساز

رهبران محصول بزرگ، بلاتکلیفی را حذف نمی‌کنند — به تیم‌ها کمک می‌کنند آن را معنا کنند.

کوچینگ در عمل چگونه است؟

۱. شفافیت بدون قطعیت کاذب

چه می‌دانیم؟
چه نمی‌دانیم؟
روی چه فرض‌هایی شرط بسته‌ایم؟

۲. تصمیم بر پایه نتیجه، نه نظر

۳. کوتاه‌کردن حلقه‌های بازخورد

شرط‌های کوچک، بازخورد سریع، شواهد واقعی

از اعتماد به نفس به اعتبار

اعتبار از شفافیت می‌آید، نه از قطعیت.

جمع‌بندی

بلاتکلیفی محیط طبیعی رهبری محصول است. کوچینگ آن را به منبع تمرکز، یادگیری و پیشرفت تبدیل می‌کند.